برای فاطمه ۹ ساله، مدرسه حالا حس متفاوتی دارد
برای هزاران کودک در خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان، بهبود خدمات آب، بهداشت و سلامت در مدارس، تجربه روزمره حضور در مدرسه را تغییر داده است.
- فارسي، فارسي
- English
شب سرد ۲ دی در تهران بود که من و همکارم رضا سفرمان را به مقصد زاهدان، در استان سیستان و بلوچستان، آغاز کردیم. صبح زود روز بعد رسیدیم و بدون فرصت زیادی برای استراحت، مستقیم راهی مدارس شدیم.
نخستین توقف ما اداره کل آموزشوپرورش استان بود. رضا، کارشناس آب و بهداشت یونیسف، با همکاران بخش آموزش دیدار کرد تا درباره پیشرفت مداخلات مورد حمایت یونیسف و نیازهای مدارس استان گفتوگو کند. هرچند گفتوگوها جنبههای مختلف آموزش و خدمات مدارس را دربر میگرفت، همه آنها در نهایت به یک دغدغه مشترک بازمیگشتند: چگونه میتوان مدارس را به محیطهایی امنتر، سالمتر و پذیراتر برای کودکان تبدیل کرد؟
کمی بعد، بازدید از مدارس را آغاز کردیم تا از نزدیک ببینیم بهبودهایی که با حمایت یونیسف و با تأمین مالی مشترک اتحادیه اروپا و دولت فرانسه انجام شدهاند، چگونه بر زندگی روزمره کودکان تأثیر گذاشتهاند.
نخستین مدرسهای که بازدید کردیم، مدرسهای پسرانه در حاشیه زاهدان بود. وقتی رسیدیم، دانشآموزان بیرون بودند؛ در حیاط مدرسه میدویدند و فوتبال بازی میکردند. انرژی آنها فوراً فضای محیط را تغییر داد. میخندیدند، همدیگر را صدا میزدند و از یک صبح عادی مدرسه لذت میبردند.
برای من، چنین لحظاتی همیشه یادآور این است که چرا بازدید حضوری از پروژهها اهمیت دارد. پشت هر فعالیت، هر عدد و هر بخش از زیرساخت، کودکانی هستند که باید بتوانند در محیطی امن و سالم یاد بگیرند، بازی کنند و رشد کنند.
داخل مدرسه، از سرویسهای بهداشتی بازسازیشده بازدید کردیم. توالتها بازسازی و به امکانات بهتری مجهز شده بودند و محیطی تمیزتر و کاربردیتر برای دانشآموزان فراهم کرده بودند.
بازدیدمان را از چند مدرسه دیگر در زاهدان ادامه دادیم و بهبودهای مختلف در تأسیسات آب و بهداشت را از نزدیک دیدیم. با هر بازدید، هدف این اقدامات ملموستر میشد.
سپس به مدرسهای بزرگ برای دختران رسیدیم که در دو نوبت به ۱٬۷۵۰ دانشآموز از گروههای سنی مختلف خدمات ارائه میکرد.
آنجا بود که یکی از گفتوگوهایی شکل گرفت که مدتها بعد از ترک مدرسه هم در ذهنم باقی ماند.
با چند دختر صحبت کردم و از آنها پرسیدم پس از بازسازی چه چیزی برایشان تغییر کرده است. فاطمه ۹ ساله توضیح داد که پیش از این بهبودها، از میان ۱۲ توالت مدرسه فقط یکی قابل استفاده بود. صفهای طولانی معمول بود و او گفت اغلب سعی میکرد اصلاً از توالت مدرسه استفاده نکند.
او یاد گرفته بود برنامه روزانهاش را با این محدودیت تنظیم کند.
برای یک کودک، شاید این موضوع در نگاه اول ناراحتی کوچکی به نظر برسد. اما وقتی به حرفهای فاطمه گوش میدادم، بهتر متوجه شدم که دسترسی به چیزی به این سادگی، یعنی یک توالت امن و قابل استفاده، تا چه اندازه میتواند بر تجربه یک کودک از مدرسه تأثیر بگذارد.
حالا، به گفته او، هر ۱۲ توالت مدرسه بهبود یافته و قابل استفاده بودند و علاوه بر آن، تجهیزات جدید تصفیه آب، مخازن آب و آبسردکن نیز در مدرسه نصب شده بود. فاطمه میگفت حالا احساس بسیار راحتتری دارد.
دختران دیگر نیز تجربههای مشابهی را با ما در میان گذاشتند.
داستانهای آنها بُعدی کاملاً انسانی به موضوعی میداد که معمولاً با اصطلاحات فنی مانند «بازسازی تأسیسات آب و بهداشت» یا «امکانات بهداشتی» توصیف میشود. برای کودکان، این بهبودها بسیار ملموسترند. یعنی بتوانند هر زمان لازم است از توالت استفاده کنند. یعنی به آب سالم و محل شستن دستها دسترسی داشته باشند. یعنی در مدرسه احساس راحتی کنند و بدانند به نیازهایشان توجه میشود.
این بهبودها همچنین میتوانند به کودکان کمک کنند روی همان چیزی تمرکز کنند که قرار است در مدرسه انجام دهند: یادگیری، بازی و وقت گذراندن با دوستانشان.
بازدیدهای ما در طول روز ادامه یافت. در یکی از آخرین مدارس، جنبه مهم دیگری از این برنامه را دیدیم: فراگیری. این مدرسه به کودکان دارای معلولیت خدمات ارائه میکند و تأسیسات آب و بهداشت آن برای افزایش دسترسپذیری مناسبسازی شده بود؛ از جمله امکاناتی متناسب با نیاز کودکانی که از ویلچر استفاده میکنند. وقتی رسیدیم مدرسه تعطیل بود و فرصت دیدار با دانشآموزان را نداشتم، اما مدیر مدرسه توضیح داد که این بهبودها چگونه استفاده از امکانات را برای کودکان آسانتر و عملیتر کرده است. این بازدید بار دیگر یادآوری کرد که یک مدرسه نمیتواند واقعاً امن و فراگیر باشد، مگر اینکه امکانات پایه آن برای همه کودکان قابل دسترس باشد.
در سراسر استانهای سیستان و بلوچستان و خراسان رضوی، اکنون ۷۲٬۶۵۰ دانشآموز از خدمات بهبودیافته آب و بهداشت بهرهمند شدهاند. این تعداد شامل ۳۶٬۰۶۹ دختر و ۳۶٬۵۸۱ پسر است که در میان آنها ۹٬۱۵۶ دانشآموز پناهنده افغان و ۶۳٬۴۹۴ دانشآموز ایرانی حضور دارند.
این برنامه از بازسازی تأسیسات آب و بهداشت در مدارس، بهبود دسترسی به آب آشامیدنی سالم، سرویسهای بهداشتی و امکانات شستوشوی دست حمایت کرده و همچنین ۸۱ مدرسه را به اتاق سلامت و تجهیزات ضروری سلامت مجهز کرده است. علاوه بر این، آموزش ۸۰ رابط سلامت و معلم، توزیع ۱۸٬۲۴۰ بسته بهداشتی ــ از جمله اقلام بهداشت قاعدگی ــ و تقویت آگاهی دانشآموزان و والدین درباره سلامت و بهداشت نیز در چارچوب این برنامه انجام شده است.
این اقدامات بخشی از تلاشی گستردهتر برای پیوند دادن آموزش، سلامت و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی سالم با هدف ارتقای رفاه کودکان است. تأسیسات بهتر آب و بهداشت میتواند به حفظ کرامت و سلامت کودکان، بهبود حضور آنها در مدرسه و مشارکت کاملترشان در زندگی مدرسه کمک کند. در کنار آن، تقویت خدمات سلامت مدارس میتواند به شناسایی مشکلات سلامت و تغذیه کودکان و ارجاع آنها به خدمات مناسب مراقبتهای بهداشتی اولیه کمک کند.
این برنامه همچنین کودکان پناهنده و کودکان جوامع میزبان را پوشش داده است تا دسترسی به خدمات ضروری به محل تولد یا پیشینه یک کودک وابسته نباشد.
در پایان بازدید، متوجه شدم که دیگر به اعداد مثل قبل نگاه نمیکنم. عدد ۷۲٬۶۵۰ دانشآموز رقم قابلتوجهی است. اما بعد از ملاقات با کودکان، دیگر نمیتوانستم آن را صرفاً یک آمار ببینم. میتوانستم پسرهایی را ببینم که در حیاط مدرسه فوتبال بازی میکردند. میتوانستم صدای دخترانی را بشنوم که درباره مدرسهشان برای ما تعریف میکردند. و میتوانستم فاطمه، دختر ۹ سالهای را تصور کنم که دیگر مجبور نیست برنامه روز مدرسهاش را براساس این تنظیم کند که آیا میتواند از توالت استفاده کند یا نه. این همان چیزی است که این اعداد نمایندگی میکنند: تغییرات کوچک و روزمرهای که میتوانند تفاوتی معنادار در زندگی یک کودک ایجاد کنند.
هنوز کارهای زیادی باقی مانده است. بسیاری از مدارس و جوامع همچنان برای بازسازی و نگهداری تأسیسات آب و بهداشت، تأمین مجدد تجهیزات سلامت مدارس و تقویت برنامههای ارتقای سلامت و بهداشت به حمایت نیاز دارند. در استانهای جنوبی مانند سیستان و بلوچستان، جایی که مدارس ممکن است با قطعی مکرر برق نیز روبهرو باشند، یونیسف در حال بررسی راهکارهایی مانند سیستمهای انرژی خورشیدی است تا به تداوم خدمات ضروری کمک کند.
سفر من به زاهدان با هدف یک بازدید نظارتی آغاز شد. رفته بودم تا ببینم برنامه چگونه اجرا میشود و نتایج آن را مستند کنم. اما زمانی که زاهدان را ترک کردیم، کمتر به خود زیرساختها فکر میکردم و بیشتر به چیزهایی که این زیرساختها امکانپذیر میکنند. کودکی که میتواند بدون ایستادن در صفی طولانی از یک توالت تمیز استفاده کند. دانشآموزی که به آب سالم برای نوشیدن و شستن دستهایش دسترسی دارد. کودک دارای معلولیتی که میتواند بهطور مستقل از امکانات مدرسه استفاده کند. دختری که میتواند به جای نگرانی درباره اینکه آیا میتواند از توالت استفاده کند یا نه، روی درسهایش تمرکز کند. اینها شاید چیزهای سادهای به نظر برسند. برای کودکان، باید هم ساده باشند. و شاید مهمترین معیار برای سنجش اینکه آیا یک مدرسه در حال تبدیل شدن به مکانی امنتر، سالمتر و فراگیرتر برای یادگیری است، همین باشد.