توانمندسازی کودکان دارای معلولیت از طریق آموزش فراگیر
تلاش یونیسف برای ارتقاء و بهبود توانبخشی و آموزش فراگیر کودکان دارای معلولیت که در مناطق کمتر برخوردار و دور از دسترس ایران زندگی میکنند.
- فارسي، فارسي
- English
در حومه شهرستان تربتجام، در استان خراسان رضوی، پدر ابوالفضل او و برادرش محمد را بغل کرده و به بالای پلهها میبرد. خانم طاهره رمضانی، یک مددکار اجتماعی متعهد، مشتاقانه منتظر ورود آنها است. وی هفتهای دوبار درب خانه آنها را به صدا درمیآورد تا با کولهباری از دانش و اشتیاق به آنها در مرور دروس مدرسه یاری رساند. این دو برادر از زمان تولدشان با معلولیت حرکتی زندگی کردهاند و هماکنون با کمک یونیسف از حمایتهای برنامه توانبخشی و آموزش فراگیر بهرهمند شدهاند.
خانم رمضانی یکی از مددکاران با سابقه توانبخشی جامعهمحور، روزهای ابتدایی آشنایی با این برنامه متحول کننده را چنین یادآوری میکند: «در دی ماه ۱۴۰۱ مطلع شدیم که یونیسف برنامهای برای ارائه کلاسهای جبرانی به کودکان دارای معلولیت در مناطق کمبرخوردار دارد. ما با حمایت یونیسف در یک دوره آموزشی سه ماهه شرکت کردیم. سپس، کودکان دارای معلولیت و آنهایی که از تحصیل بازمانده بودند را شناسایی کردیم و با هماهنگی معلمهایشان، در هفته چهار ساعت کلاسهای جبرانی برای این کودکان برگزار میکنیم.»
خانم رمضانی با نگاهی سرشار از غرور و تحسین به دانشآموزانش نگاه میکند و ادامه میدهد: «این کودکان، سرشار از پتانسیل هستند و علیرغم مشکلاتی که دارند، با استقامت ادامه میدهند. آین دانشآموزان کوشا و ساعی نیازمند حمایت بیشتر برای دستیابی به پتانسیل واقعیشان و مهارتهای لازم برای شکوفایی در زندگی هستند.»
آموزش هنوز هم یک رویای دستنیافتنی برای بسیاری از کودکانی است که با معلولیت زندگی میکنند و با موانع بزرگی در مسیرشان برای یادگیری و رشد فردی مواجه هستند. یونیسف در همکاری با سازمان بهزیستی کشور و وزارت آموزش و پرورش با آموزش داوطلبان توانبخشی جامعهمحور، با این چالش مقابله میکند. هدف از این همکاری بهبود خدمات توانبخشی و آموزش فراگیر برای ۲۷۰ کودک دارای معلولیت در استانهای شرقی ایران است.
در این بین و در گوشه دیگری از شهر، یک دانشآموز کم سنوسال به نام علیاصغر مشتاقانه چشم به راه رسیدن خانم سمیه نوری، معلم کلاس جبرانی، است. علی اصغر در هفت سالگی علاقه بسیاری به خواندن دارد که نشان از عشق بسیارش به یادگیری است. او با اشتیاقی که در صدایش موج میزند لحظاتی از زندگیاش را تعریف میکند و با افتخار به هشت مهر «آفرین» اشاره میکند که در مدرسه دریافت کرده است. او با تعریف رویایش برای آینده میگوید: «وقتی بزرگ شدم میخوام پلیس بشم تا آدمهای بد را دستگیر کنم.» سپس، توجه خود را معطوف به چیز دیگری میکند و به صفحهای در کتاب درسیاش اشاره میکند. از خانم نوری برای خواندن درسی که در کلاس آن غایب بود، کمک میخواهد. سپس با صدای بلند میخواند: «ای خدای مهربان، تو را شکر میکنم که به ما توانایی دادی تا خواندن و نوشتن را یاد بگیریم، ....»
خانم نوری که طرفدار سرسخت حق آموزش برای کودکان است، تاکید میکند که نباید هیچ کودکی به خاطر معلولیت عقب بماند. وی میگوید: «هر کودکی حق دستیابی به آموزش باکیفیت را دارد و معلولیت نباید باعث شود که از همسالان خود عقب بیفتند.»
این برنامه با حمایت مالی اتحادیه اروپا و در استانهای خراسان رضوی و خراسان جنوبی در دی ماه ۱۴۰۱ آغاز شده و تا نیمه خرداد ۱۴۰۲ ادامه یافت. در ماه اول اجرای برنامه، ۶۰ داوطلب در حوزه آموزش و توانبخشی کودکان دارای معلولیت، آموزش دیدند. این آموزش، شامل چگونگی به مشارکت طلبیدن خانوادهها و جوامع میزبان این کودکان در راستای بهبود این برنامه بود. پس از این دوره آموزشی، هر داوطلب به صورت هفتگی برای ۳ تا ۵ کودک خدمات آموزشی و توانبخشی ارائه میکند. این برنامه، به مدت شش ماه در مناطق روستایی و دور از دسترس این دو استان، ادامه خواهد یافت.
هر کودکی حق دستیابی به آموزش باکیفیت را دارد و معلولیت نباید باعث شود که از همسالان خود عقب بیفتند.