زندگی های واقعی

زندگی های واقعی

 

استفاده از شیوه های خلاق در اطلاع رسانی راجع به اچ آی وی

© یونیسف ایران
در بم معتادان زیادی زندگی می کنند، اما این مرد جزء آنها نیست. او بازیگر یک تئاتر خیابانی است.

پیرمرد در حالیکه به سمت چادر مرد جوان می دوید، فریاد زنان گفت"احمق، اگرتو هم از سرنگ پسرم برای تزریق مواد استفاده کرده ای، حتما الان بیماری را گرفتی" این را  که گفت جوان از ترس تقریبا به زانو افتاد.
جوان لاغر و استخوانی بود و پوستی تیره رنگ داشت. او به زور می‌توانست روی پاهایش بایستد. لباسهایش خاکی بودند و صورتش چرک و زخم خورده بود. او به سوی جمعیتی که احاطه اش کرده بودند تلو تلو خوردو بر سر پیرمرد فریاد زد:"نمی گذارم همین طوری بری" و سپس به طرف او پرید تا پیرمرد را در آغوش بگیردوگفت:" الان تو هم بیماری را گرفتی" جوان سپس به سوی جمعیت دوید و مردم چند قدم به عقب پریدند.

پیرمرد به آرامی گفت:"متاسفم. اما ایدز با در آغوش گرفتن و تماس پوست منتقل نمی‌شود"

این پیامی برجسته برای مردم شهر بم، در جنوب شرقی ایران بود..

چند دقیقه ای می شد که زنان،مردان و کودکانی که مشغول تماشای این منظره بودند،نمی‌داستند آیا این یک نمایش است یا یک منظره واقعی. اما خیلی زود متوجه شدند این مردان در واقع بازیگرند و انچه مشاهده می‌کنند یک نمایش خیابانی است.
این پروژه  توسط انجمن تنظیم خانواده ایران و به منظور آموزش جوانان در مورد خطرات مواد مخدر و ایدزسازماندهی شده است. این پروژه که مورد حمایت یونیسف است بخشی از خدمات جامعه محور پیشگیری از اچ آی وی وخدمات نوجوان مطلوب را شامل می‌شود.این تئاتر خیابانی تا کنون 15 اجرا داشته و واکنش عموم نسبت به آن بسیار مثبت بوده است.

دکتر علیرضا تجلیلی، مدیر پروژه انجمن تنظیم خانواده، در این باره می‌گوید:"تئاتر خیابانی بسیارمورد علاقه عموم است. مردم وقتی مرا می بینند از من می‌پرسند اجرای بعدی کجاست و چرا در محل آنها اجرا نمی‌گذاریم"

تجلیلی می‌گوید:"تجربه نشان داده که صحبت در مورد مسائل حساس از طریق تئاتر خیابانی به ویژه در جوامع کوچک تاثیری قوی‌تر و پایدارتر دارد." او می افزاید:" تئاتر خیابانی به زندگی مردم نزدیک تر است. مردم احساس می کنند یک اتفاق واقعی رخ می‌دهد."

این نمایش جمعیت زیادی را جمع کرده،که برای اکثر آنان این اولین بار است که چنین چیزی می‌بینند. اغلب آنان مردان و پسران جوان هستند و تعداد معدودی نیز زن در میانشان به چشم می خورد.

"مساله مواد مخدر در بم مساله بسیار مهمی است . "این را یوسف،33 ساله،کارگر ساختمان که از شمال ایران برای کار به بم آمده است، می‌گوید. وی سپس تعریف می کند که چگونه یک کودک به پدرش تریاک داد و گفت این دردش را آرام می کند. یوسف می افزاید:" از دیدن چنین صحنه ای واقعا متاثر شدم"

© یونیسف ایران
یکی از آموزشگران همسان در مورد خطرات اچ آی وی و چگونگی محافظت از خود در برابر آن برای دوستانش توضیح می دهد.

درد از دست دادن عزیزان هنوز التیام نیافته است
بم که در مجاورت مرز کشور به افغانستان قرار دارد،در مسیر یکی از راه های اصلی قاچاق مواد به اروپا واقع است. بسیاری از مردم شهر معتادند و از زمان زلزله سال 2003 که اکثر ساختمان ها را ویران کرد و جان بیش از 30000 نفر را گرفت، وضعیت بدتر نیز شده است.
 
در حالیکه مردم همچنان با درد و رنج ناشی از دست دادن عزیزان خود دست و پنجه نرم می‌کنند، چالش هایی چون میزان بالای بیکاری نیز رنجی مضاعف ایجاد کرده است.گزارشها حاکی از آن است که تعداد معتادان تزریقی در بم رو به افزایش است و این امر شرایط را برای گسترش اچ آی وی هموار می‌سازد.

برای مبارزه با این معضل، یونیسف و انجمن تنظیم خانواده پروژه ای را با نام" آموزش همسانان" برای گروه های پرخطر طراحی کردند.  در این پروژه نوجوانان داوطلب دختر و پسر در جلساتی رو در رو، اطلاعات خود را در مورد پیشگیری از اچ آی وی در اختیاریکدیگر قرار می دهند.

دریک روز گرم بهاری در مسجدی در بروات،روستایی در نزدیکی بم، گروهی از پسران نوجوان به صورت نیم دایره گرد هم آمده‌اند. علی اسماعیلی،22 ساله، با صبر و حوصله در مورد اچ آی وی توضیح می دهد. علی که یک آموزشگر همسان است،گرم و پرانرژی می نماید و با مشارکت دادن گروه در انجام فعالیت‌های عملی از خسته کننده بودن جلسه جلوگیری می کند.

وی می گوید:"وقتی جوانان اطلاعاتی را در مورد خطرات اچ ای وی و ایدز از دوستان خود می شنوند راحت تر قبول می کنند تا وقتی به صورت نصیحت از بزرگتر ها بشنوند."
آموزشگران همسان از سوی انجمن تنظیم خانواده موردآموزش قرارگرفته‌اند.این سازمان بازیهایی را با کارت و بورشورهایی را با پیام های پیشگیری از ایدز به این منظور تهیه کرده است.

با غروب آفتاب در بم، نمایش خیابانی نیز به پایان می‌آید. جمعیت به تدریج پراکنده می‌شوند و در همین حال نیز در مورد آنچه در نمایش آموخته اند، صحبت می‌کنند. علی، 14 ساله، پس از پایان نمایش می‌گوید:" خیلی جالب بود. من الان می دانم که ایدز را می توان از طریق استفاده از سرنگ مشترک و یا خون آلوده گرفت اما نه از طریق دست دادن یا استفاده از مسواک مشترک"

 

 

unite for children