امکان آموزش دختران در محروم ترین استان ایران
جاییکه مردم تمام درآمدشان از زمین است؛ بدون باران تعداد زیادی از گوسفندهایشان مردهاند، جوانههای کوچک گندم و دیگر دانهها همه پژمردهاند. بعد از سالها مبارزه بدون آب کافی، بسیاری از کشاورزان مجبور شدند گلههایشان، که منبع اصلی درآمدشان بود را بفروشند و بهدنبال کار بگردند. برای یک کارگر، کار بسیار کم، شرایط غیرقابل پیشبینی و دستمزد بسیار پایین است. در واقع سیستان و بلوچستان دارای بدترین شاخص امید به زندگی، سوادآموزی بزرگسالان، ثبتنام دوران ابتدایی، دسترسی به آب سالم و بهداشت مناسب و مرگ و میر کودکان در ایران میباشد. تمام اعضای خانواده باید برای کسب درآمد هر کاری که میتوانند انجام دهند، و این بدان معناست که اغلب کودکان از مدرسه باز میمانند . دختران باید کارهای روزمره خانه را انجام دهند و از خواهر و برادرهای کوچکتر خود مراقبت کنند و برای پول درآوردن کارهای نامتعارف انجام دهند. اسماء عبوس، 15 ساله، در حالیکه چهارزانو درتنها اتاق کاهگلی خانهشان نشسته است، میگوید: "مادرم به من اجازه نداد مدرسه را ادامه دهم چون مجبور بودم کار کنم. من به مدرسه ابتدایی رفتم، ولی بهمن اجازه ندادند که آن را ادامه دهم و به راهنمایی بروم. ظرف میشویم، سبزی پاک میکنم، آشپزی و خیاطی میکنم، آب میآورم. آرزو دارم که بتوانم به مدرسه برگردم و معلم شوم."
مادر اسماء، بری خاتون میگوید: "اگر مدرسه راهنمایی در این روستا بود مجبور نمیشدم او را از رفتن به مدرسه محروم کنم. چون در این نزدیکی مدرسه راهنمایی نداریم. اسماء باید برای رفتن به مدرسه اتوبوس بگیرد و این اصلا خوب نیست." اینجا دختران تنها از آموزش محروم نیستند. بلکه طبق سنتهای قدیمی بیشتر آنان باید در سنین پایین ازدواج کنند ( ازدواج برای دختر 12 ساله امری عادی است و آنها حق مخالفت ندارند). وقتیکه ازدواج میکنند شانس آنها برای رفتن به مدرسه بسیار کمتر میشود چون همسرانشان تمایلی ندارند که آنها تنها از خانه بیرون بروند و از آنها میخواهند به جای تحصیل وظایفشان را در خانه انجام دهند. حتی در موارد معدودی که دختران میتوانند تحصیلات خود را ادامه دهند، باز مشکلات دیگری برایشان بوجود میآید. سیستان و بلوچستان فقیرترین استان ایران است و در شرایط سخت و با امکانات کم، فقدان شدید معلمهای با تجربه به ویژه معلمهای خانم نیز به چشم میخورد. این کمبود به حدی جدی است که در بسیاری از روستاها جوانان در طول خدمت سربازی خود به عنوان معلم شرایط اضطراری کار میکنند. یونیسف برای کمک به مقابله با این محرومیتهای جغرافیایی و نسلی، با وزارت آموزش و پرورش همکاری میکند تا با طراحی یک استراتژی هدفمند، نه تنها دختران امکان ادامه تحصیل پیدا کنند، بلکه تلاش شود تا نگرشی مبتنی بر مشارکت بیشتر در زمینه فعالیتهای آموزشی به وجود بیاید. تعدادی دستیار معلم خانم استخدام شده و آموزش دیدهاند تا موضوعاتی مثل بهداشت، ریاضی، علوم، ادبیات، مهارتهای زندگی، فعالیتهای مقدماتی مدرسه و داستانگویی را تدریس کنند. آموزشهایی در زمینه چگونگی تسهیل آموزش همسالان، کلاسهای چندسطوحی و تدریس مبتنی بر فعالیت نیز به این معلمان داده شده است. به منظور تقویت مشارکت جامعه، کلاسهای هفتگی بعد از مدرسه با همکاری گروهی از جوانان دختر دانش آموز در روستاها برگزار شد. نتیجه آنقدر چشمگیر بود که ثبتنام دختران در مدرسه ابتدایی در یک سال حدود سه برابر شد. " حالا که معلمهای خانم بیشتری وجود دارد، شرایط برای دختران خیلی بهتر شده است." مهری مالکی مشکینی، یک معلم جوان که چادر مشکی سنتی به سر دارد، با بیان این مطلب ادامه میدهد: "ما در کلاسهایمان تلاش میکنیم تا مسائل جدید نظیر ازدواج زودهنگام را بحث کنیم به گونهای که دختران آگاهی بیشتری نسبت به شرایط پیدا کنند. اما این امر خیلی سخت است چرا که مردان در خانواده در مورد همه چیز تصمیم میگیرند." کم کم زمانیکه پدران شاهد شرکت دختران خود در فعالیتهای مثبت باشند ، نگرشهای سنتی نیز به تدریج تغییر مییابند. از رهبران مذهبی خواسته شده است تا سخنانی را در این باره در نماز جمعه بیان کنند و در تبدیل سنتهای قدیمی به روزنههای جدید امید برای دختران ایران کمک نمایند.
|