مرکز رسانه ها

2008

رویدادها

گزارش‌های مستند

داستانهای ویژه

فصلنامه " دورنما"

نظریات

روایات تصویری

جعبه ابزار برای خبرنگاران

لینک‌های صوتی و تصویری

شماره تماس برای خبرنگاران

 

"هنر خلاقیتی است که محدودیت نمی پذیرد"

علیرضا رزازی فر، کارگردان سینما در رابطه با فیلم جدید خود "مانا" که در زمینه اچ ای وی/ایدز است سخن میگوید.

 

پس از موفقیت فیلم متولد ایدز که زندگی زن جوانی را در تلاش برای دانستن وضعیت اچ آی وی خود، به تصویر کشیده و به جنبه های اجتماعی اچ آی وی پرداخته بود، یونیسف ایران این بار از فیلم جدیدی رونمایی کرد که دنباله زندگی برخی از شخصیت های فیلم اول است. این فیلم که با همکاری مرکز سینمای مستند و تجربی و موسسه رسانه های تصویری تهیه شده است، " مانا" نام دارد.

 

علیرضا رزازی فر خبرنگار، نویسنده و کارگردان فیلم مانا، ، خانواده جوانی را به داستان اضافه کرده است. مانا دختر بچه هشت ساله ایست که در پی دچار شدن به حمله ناگهانی در مدرسه، به بیمارستان  منتقل می شود. پس از اطلاع از اچ آی وی مثبت بودن وی، والدین او درگیر تنش روانی  شدیدی برای مقابله با بیماری مانا شده و در پی اطلاع از چگونگی ابتلای دخترشان بر می آیند. این در حالیست که با توجه به تعصب و انگی که نسبت به این بیماری وجود دارد، کنار آمدن با شرایط کار چندان آسانی نیست.

 

علیرضا رزازی فر که در سابقه کاری خود علاوه بر کارگردانی، خبرنگاری را نیز تجربه کرده است در کتاب اول خود که در واقع پایان نامه کارشناسی ارشد وی بوده است نگاهی عمیق به سینما داشته است. او مدتی بعد به خاطر فعالیتهای خبرنگاری خود در جشنواره مطبوعات جایزه قلم بلورین دریافت کرد. وی تا کنون چند مجموعه مستند برای سازمان صدا و سیما ساخته است که از آن جمله می توان به " زخم درون" اشاره کرد که  پیرامون اختلالات روانی است. وی همچنین چند فیلم داستانی و مستند داستانی بلند در ایران و سایر کشورها ساخته است  از قبیل : ساز و سن (MUSIC AND SEINE )  در فرانسه ، "تنهایی یک شبیه خوان" در سوریه ،  "متولد ایدز" در ایران  ،  " اربعین " در عراق  ، که  در سال 85 ساخته  و از تلویزیون به عنوان فیلم سینمایی پخش  شد. فیلم "متولد ایدز" در سال 1384، در اولین جشنواره فیلم ایدز موفق به دریافت دیپلم افتخار شد.

 

بهاره یگانه فر، کارشناس رسانه های یونیسف، در مصاحبه ای با علیرضا رزازیفر از او درباره  تجربه ساخت" مانا "پرسید:

 

1.       چرا به فکر ساختن «مانا» افتادید؟

در سال 1382 پس از اتمام پروژه متولد ایدز من با تجربیات ، تحقیقات و داستانهایی که در دوران ساخت این فیلم مستند داستانی به آنها دست یافته بودم تنها ماندم . البته به عنوان یک فیلم ساز طرح های دیگری نیز در ذهن داشتم که ما حصل آنها چند مجموعه مستند و تل فیلم گردید. ولی یکی از داستانها یی که پایه ساخت فیلم مانا شد بسیار مرا به خود مشغول ساخته بود . به همین خاطر زمانی که  توسط موسسه رسانه های تصویری  پیشنهاد ساخت فیلمی سینمایی در باره ایدز را در یافت کردم بدون فوت وقت دست  به کار شدم و دغدغه ها  و  تحقیقاتم را به صورت یک فیلمنامه سینمایی در آوردم . البته  تشویق ها و راهنمایی های دوستانی که در این زمینه فعالیت میکردند   نظیر دکتر  زمانی ، برایم بسیار موثر بود . شاید جالب باشد بدانید که از زمان شروع فعالیت برای ساخت فیلم مانا تا  روزی که این فیلم شروع به فیلمبرداری شد . چیزی نزدیک به 4 سال طول کشید . زمانی که صرف فیلمنامه ، تحقیقات ، مشاوره ها ، جلب مشارکت سازمانها از جمله یونیسف  گشت .

 

2.       به نظر شما فیلم سازان ایرانی چقدر به پدیده ایدز و مسائل پیرامون آن توجه داشته اند؟ چرا؟

به یک واقعیت توجه کنید . از دید عامه مردم ایدز بزرگترین معضل اجتماعی و بهداشتی نیست . همچنان که از نظر دولت و منابعی که میتوتنند اسپانسر یک اثر سینمایی باشند هم چنین است . از نظر فیلم سازانی که به قول ما اجتماعی ساز هستند ، اعتیاد بستر مناسبتری  برای جلب اسپانسر و مخاطب است . عده کمی از فیلم سازان در این چند ساله به پدیده ایدز پرداخته اند ، که در این بین تنها تعدادی انگشت شمار راه را به درستی پیموده اند و آثار مفید و ماندگاری را به جای گذاشته اند. متاسفانه  تحقیق علمی صحیح  چه در زمینه علم تجربی و چه علوم انسانی و ارتباطات در نزد قشر کثیری از فیلم سازان ما مهجور است . آثاری در زمینه ایدر بوده که یکی - دو نمونه آن حتی معروف هم شده ولی نزدیک شدن به موضع و پرداخت آن به عقیده بنده درست صورت نگرفته است .

 

3 - روند تحقیق، نگارش و تولید «مانا» چگونه بود؟

از سال 1382 که  پیشنهاد ساخت یک فیلم سینمایی را در ادامه فیلم متولد ایدز دریافت کردیم . کار تحقیق و نگارش آغاز شد و با همکاری مشاور پروژه آقای دکتر زمانی ، نظرات کارشناسی را در این زمینه جمع کرده و پس از پایان نگارش فیلمنامه را به  تایید  مسوولان وزارت بهداشت ، شورای سلامت سازمان صدا و سیما  و همچنین آقای دکتر ستایش که آن زمان رئیس UNAIDS بودند ، رساندیم . از آن زمان مرحله ای شروع شد که برای ما 3 سال و نیم به طول انجامید .  در این 5/3 سال برای تکمیل بودجه ساخت این فیلم تلاش میکردیم . همچنین بارها و بارها با مشورت  دوستان ، اهل نظر و همچنین افراد مبتلا   فیلمنامه را بازنویسی کردم . الان که به نسخه های فیلم نامه در کامپیوترم نگاه می کنم بیش از 5 نسخه مختلف مشاهده میکنم . یعنی حد اقل 5 بار فیلمنامه بازنویسی شده است تا به منظورمان در جلب مخاطب و رساندن پیام نزدیک تر شویم . در حین این باز نویسی ها نهایتا تهیه کنندگان فیلم نیز تثبیت شدند . موسسه رسانه های تصویری  ، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و نهایتا یونیسف هر کدام بخشی از هزینه ساخت فیلم را به عهده گرفتند ، تا ما بتوانیم در شهریور ماه 1386 فیلمبرداری مانا را رسما آغاز کنیم .

 

4-     آیا مشورتی با افراد مبتلا درباره آن داشتید؟

 فیلم نامه مانا اصالتا بر طبق وقایع مستند و سرنوشتهایی که من در طول ساخت فیلم مستند داستانی  متولد ایدز با آنها دست به گریبان بودم شکل یافته . به این معنی که به خودی خود نزدیک به افکار افراد مبتلا میباشد . حتی برخی از جمله ها عینا کلماتی است که طی تحقیقاتمان یک فرد مبتلا یا اولیا او به زبان آورده اند . البته  در مراحل بعدی از نظر مشورتی افراد مبتلا که صاحب نظر بودند نیز برخوردار شدم و سناریوی نهایی نیز از طرف یونیسف به برخی مبتلایان داده شد تا بخوانند و نظر بدهند.

 

5-     به نظر شما چگونه می توان حقایق علمی و پیامهای بهداشتی را با جذابیت های دراماتیک در هم آمیخت؟

این کار بسیار سختی است . کاری که من چند بار به آن دست زده ام   و برایم تجربیات ارزنده هم داشت . در این امر ما از دو سو مواجه با دو واقیت هستیم . علم  تجربی و از سوی دیگر هنر . من به این دو علوم انسانی ( علوم ارتباطات ) را نیز اضافه میکنم  .  جالب این است که دو سوی این طیف هیچ کدام حاضر به عقب نشینی به نفع یکدیگر نیستند و اگر ما ارتباطات را  در این میان میانجی نکنیم هیچگاه نخواهیم توانست نتیجه در خوری از این رویارویی بگیریم . توضیح میدهم . علم تجربی از جهت اعتقادش به منابع خود و عینی بودن موضوعش ، راضی نمی شود که با تخیل آمیخته شود و از سویی هنر تخیلی است که بند را بر دست و پای خود قبول نمی کند . اینجاست که باید ارتباط با  مخاطب را میانجی کرد . این کار سختی است که ما میکنیم . یعنی به هنر قل و زنجیر میزنیم و این کار را باید آنقدر با دقت و ظریف انجام دهیم که  دست و پای هنر که چنگ در افکار و آرای مخاطب میزند آزرده نگردد.  یعنی بافت دراماتیک را به نوعی بپیچانیم  که حقیقت علمی را در لابلای آن بتوان گنجاند . و البته گاه گاهی حقایق علمی باید به نفع  ارتباط با مخاطب قدمی به عقب بنشینند . البته به این امید که آنچه مخاطب در پایان کار (فیلم )  بر خواهد گرفت  پیامهای اصلی و درست خواهد بود و جزئیات ریز فراموش خواهند شد و به حساب بافت دراماتیک داستان گذاشته میشود.

 

6- نقش یونیسف در این فیلم چه بود؟ اگر از روند کار خاطره ای هم دارید بیان کنید.

از آنجا که این فیلم به نوعی در ادامه فیلم متولد ایدز محسوب میشود  می توان گفت که یونیسف در شکل گیری داستان و حمایتهای معنوی موثر بوده است .  اما بطور خاص در ابتدای شروع پروژه نهایی  ، تابستان 86 ،یونیسف طی جلساتی با تهیه کننده اصلی پروژه ( مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ) که یکی از بخش های وزارت ارشاد است ، قرار داد حمایت  و مشارکت مالی  برای پروژه مذکور را  به امضا رساند . و در حقیقت جزو تهیه کنندگان فیلم محسوب گردید . هم چنین یونیسف امکان مشورت با گروهی از جوانان و مبتلایان را فراهم کرد.

مانا کار سختی بود و فیلم های سخت سراسر خاطره اند . حجم زیاد بازیگر حرفه ای ، کار کردن در محیطهای واقعی مثل بیمارستان و مدرسه و...

 

یادم می آید در چند روز اول فیلمبرداری در محله خانم نصرتی افراد محل معترض شدند و فیلمبرداری را تعطیل کردند. آنها نگران بودند که مخاطبان پس از دیدن فیلم تصور کنند این فیلم مستند است و این محل واقعا دارای

مشکلاتی است که ما در فیلم نشان میدهیم . البته نهایتا با وساطت شورای محل از مهلکه نجات یافتیم .

 

7-     چه توصیه ای برای فیلمسازانی که به موضوع ایدز علاقمند هستند دارید؟

برایشان آرزوی موفقیت میکنم  و به خاطر این انتخاب  و اینکه به مشکلات و جامعه علاقمند بودند از ایشان تقدیر میکنم .

 

8-     با توجه به این که «مانا» به جشنواره فیلم فجر سال  86 نرسید، آیا برنامه ای برای حضور آن جشنواره های آتی دارید؟

حتما  . مانا  دارای پیامهای جهانی است  و باید تلاش کنیم تا این پیامها به مخاطبان به خصوص در خاورمیانه برسد.  به علت دیر آماده شدن نسخه سینمایی فیلم مانا و زیر نویس آن ما چند جشنواره خارجی از جمله جشنواره قاهره را هم از دست دادیم . امیدوارم با همکاری بخش بین الملل مرکز گسترش  به زودی شاهد حضور مانا در جشنواره های بین المللی باشیم .

 

9-     آیا پروژه دیگری در زمینه ایدز خواهید داشت؟

هنوز داستانهایی در زمینه ایدز دارم . وقایع مستندی که در ذهن من رنگ یک داستان گرفته . امید وارم به مرور روی آنها کار کنم . البته با همکاری و کمک دوستان .

 

 

 

 

 

 

 

unite for children