فراخوان یونیسف ایران برای کودکان نامریی و به حساب نیامدهیادداشتی از یان پیترکلایبرک- مسوول موقت دفتر صندوق کودکان سازمان ملل درجمهوری اسلامی ایران هر روز کودکانی در این جهان از دیدهها ناپدید میشوند. زمانی که نیازهای کودکان نادیده گرفته میشود، زمانی که آنها از دسترسی به خدمات اولیه محروم میشوند و زمانی که از حمایت برخوردار نشده و از مشارکت بازداشته میشوند، در واقع آنها نادیده گرفته میشوند. گزارش سال 2006 یونیسف درخصوص وضعیت کودکان جهان، توجهها را به نامرئیترین و به حسابنیامدهترین کودکان جهان جلب میکند. این گزارش توضیح میدهد که چگونه ضعف دولت یا جنگ میتواند کودکی یک فرد را از بین ببرد. این گزارش همچنین نشان میدهد که چگونه اپیدمی اچ.آی.وی بر زندگی کودکان تاثیر میگذارد – تا حال حاضر 15 میلیون کودک یکی از والدین خود را به خاطر این مریضی از دست دادهاند و همه روزه نزدیک به 1800 کودک زیر 15 سال به این ویروس مبتلا میشوند. کودکان کار، دخترانی که زود ازدواج میکنند، کودکانی که قاچاق میشوند وکودکانی که در خیابانها زندگی میکنند همگی کودکان نامرئی هستند. آنها از جمله کودکانی هستند که به خدمات اولیه و ضروری دسترسی ندارند. این گونه کودکان بیشترین نیاز را به حمایت شدن دارند. اگر تولد کودکی ثبت نشود، آن کودک نیز نامرئی به حساب میآید. مطالعات اخیر نشان میدهند که بیش از 10 درصد تولدها در برخی از نقاط ایران ثبت نمیشوند. یعنی این افراد از این که بتوانند شغلی داشته باشند یا گذرنامه بگیرند، حساب بانکی بازکنند، سند ازدواج بگیرند یا در انتخابات شرکت نمایند، محروم میشوند. اکثر تولدهای ثبت نشده در ایران در مناطق دورافتاده اتفاق میافتد و یونیسف با سازمان ثبت احوال همکاری میکند تا مدل ثبت تولد مبتنی بر مشارکت جامعه تقویت شود و آگاهیهای عمومی درخصوص اهمیت ثبت تولد افزایش یابد. زمانی که کودکان از خانوادههای خود جدا میشوند، در این صورت نیز آنها نامرئی به حساب میآیند. کودکان جداشده در کنار اقوام یا در مراکز و جوامع کوچک بهتر از پرورشگاههای بزرگ و غیرشخصی نگهداری میشوند. بعد از زلزله بم، پروژه مورد حمایت یونیسف تحت عنوان بازپیوند خانوادهها به سازمان بهزیستی کمک کرد تا راهحلهای مناسبی را برای بسیاری از کودکانی که والدین خود را در زلزله از دست دادهبودند، پیدا کند. قربانیان کودک آزاری نیز از جمله کودکان نامرئی هستند، چرا که آزاردهندگان این کودکان، آنها را از دسترسی به خدمات اولیه، حتی اگر این خدمات در دسترس باشد، محروم میکنند. اقدام برای پایان دادن به آزار و اذیت باید از خانه آغاز شود. در این راستا ما باید به کودکانمان احترام گذاشته، به دغدغههای آنها گوش داده و یک محیط امن و حمایتی را برای آنها فراهم کنیم. والدین در خط مقدم حمایت از کودکان قرار دارند و این آنها هستند که تعیین میکنند کودکانشان چگونه رشد کنند تا شهروندانی مسوولیتپذیر و ممتاز شوند. منطقا کودکانی که در سیستم قضایی قرار میگیرند، باید بیشتر از سایر کودکان به چشم بیایند و به راحتی به خدماتی نظیر مراقبتها بهداشتی، آموزش و حمایت دسترسی داشته باشند. اما عملا در اغلب اوقات کودکانی که با قانون در میافتند به عنوان کودک در نظر گرفته نمیشوند. عمل خلافکارانه آنها مورد توجه قرار میگیرد و آنها را از حمایتهایی که یک کودک باید داشته باشد، محروم میکند. به این ترتیب با آنها رفتاری همسان با خلافکارن بزرگسال میشود یا حتی به دلیل آسیبپذیری بیشتر آنها به عنوان کودک، شرایط بدتری نیز پیدا میکنند. حکومتها یک سری مسوولیتهای مشخص دارند تا از کودکان در برابر آزار و اذیت در دوره زندانیبودنشان حمایت کنند. اما در عین حال آنها باید ببینند که آیا اصلا یک کودک باید در زندان باشد یا نه؟ زندان همیشه باید به عنوان آخرین راهکار درنظر گرفته شود اما در موارد بسیاری زندانی کردن آسانترین و پذیرفتهترین واکنش به رفتارهای ناهنجار و غیراجتماعی کودکان و نوجوانان است، به گونهای که از یاد بردن این گونه کودکان و دور کردن آنها از دید افراد خود یک هدف میشود و به نتایج ناخواسته زندانی کردن کودکان توجه نمیشود. کودکانی هستند که با نگهداری خانواده خود یا کار کردن برای مشارکت در درآمدزایی خانواده، نقش یک فرد بزرگسال را به صورت زودهنگام بر عهده میگیرند. اینگونه کودکان نیز کودکان نامرئی به حساب میآیند. کودکان یاد شده با این خطر مواجه هستند که حمایت نشوند و از خدمات اولیه بیبهره باشند و از داشتن دوران کودکی محروم شوند. چه میتوان کرد؟ قبل از هر چیزی ما باید بدانیم که عواملی که باعث به حاشیه رانده شدن این کودکان میشوند، کدامها هستند. دولتها، اهداکنندگان کمکها، جوامع مدنی، سازمانهای بینالمللی، بخش خصوصی و رسانهها هم باید بر تعهدات خود در قبال کودکان مجددا تاکید کنند. توجه به تحقیقات انجام شده در ایران درخصوص مسائل کودکان میتواند درک بهتری از دلایل نادیده انگاشتن کودکان ایجاد نماید. سیاستگذاری مبتنی بر اطلاعات میتواند ما را مطمئن کند که تواناییها و منابع ملی به صورت موثر برای کودکان استفاده میشوند، همانگونه که در پیمان جهانی حقوق کودک قید شده است. به جای این که کودکان خلافکار در کنار بزرگسالان به بند کشیده شوند، باید از راهکارهای مبتنی بر مشارکت جامعه استفاده شود. آن جایی هم که راهکار دیگری وجود ندارد متخلفین نوجوان بایستی از بزرگسالان جدا شوند و امکانات مناسب در اختیار آنها قرار داده شود. این فرایند در ایران شروع شده است. قضات و نیروی انتظامی ایران مواردی را که مربوط به جوانان میشود، به راهحلهایی غیر از سیستم مجازات کیفری سوق میدهند و میزان استفاده از مجازاتهای جایگزین برای تخلفهای کوچک در ایران رو به افزایش است. ایجاد دادگاه نوجوانان و مراکز اصلاح نوجوانان هم یک پیشرفت مهم در ایران بوده است. قانونگذاری و تحقیقات باید با بودجهها و نهادهای کودک محور پیش بروند. تعهد برای رسیدن به اهداف توسعه هزاره سازمان ملل چارچوبی را فراهم میکند و در واقع تمرکز بر اهداف توسعه هزاره به معنی فعالیت برای کودکان است چرا که 6 بند از 8 بند مطرح شده در اهداف توسعه هزاره مستقیما به کودکان مربوط میشوند. در بسیاری از کشورها و جوامع رفع موانع موجود در راه ارائه خدمات اولیه به کودکان نامرئی امری ضروری است. در این راستا باید هزینههایی که والدین برای فرستادن کودکانشان به مدرسه و حمایت از آنها باید بپردازند، شناسایی شوند و پدر و مادرها از آن چیزهایی که برای حمایت و حفاظت از کودکانشان نیاز دارند، مطلع باشند. ارائه خدمات به صورت جمعی در مناطق دوردست میتواند دسترسی کودکان به خدمات را بیشتر کند و به همان نحو میتواند استفاده از روش ارائه خدمات سیار برای کودکان در مناطق محروم و منزوی شده را در پی داشته باشد. اگر تمایل دارید که نسخهای از خلاصه اجرایی گزارش وضعیت جهان در سال 2006 را داشته باشید، لطفا با مرکز اطلاعرسانی یونیسف - با شماره تلفن 22594994 داخلی 106 تماس بگیرید.
|